السيد محمد حسين الطهراني

115

معاد شناسى (فارسى)

مردى متديّن و روشن ضمير و ساكن كاظمين . و گهگاهى به كربلا بخصوص در شبهاى جمعه براى زيارت مشرّف مىشد ، و براى آنكه روزه‌اش نشكند همان شب پس از زيارت مراجعت مىكرد ؛ خدايش رحمت كند ، يك سال است كه فوت كرده است . يكى از روزها كه من بر حسب عادت از خواب بيدار شدم و وضو ساختم كه به حرم مطهّر مشرّف گردم ، ديدم حالم سنگين است و قبض عجيبى مرا گرفته است ، با مشقّت و فشار زياد تا صحن مطهّر آمدم ولى هيچ ميل به تشرّف نداشتم ، مدّتى در گوشهء صحن نشستم ، هيچ ميل به تشرّف پيدا نشد ، تا نزديك ظهر شد . در اين حال ، ناگهان يك حال نشاط و سرور زائد الوصفى در خود مشاهده كردم ، برخاستم و با كمال رغبت مشرّف شدم و كما كان به توسّلات و زيارت و نماز مشغول شدم . همان شب مرحوم حاج عبد الزّهراء از كاظمين به كربلا مشرّف شد ، و گفت : سيّد محمّد حسين ! اين چه حالى بود كه امروز داشتى ؟ ! قريب ظهر بود كه من در حجرهء خود در بغداد بودم ، و ديدم كه حال تو بسيار سخت است و در قبض شديد بسر مىبرى ! فوراً سيّارهء خود را سوار شدم و به كاظمين آمدم و براى رفع اين حال تو حضرت موسى بن جعفر را شفيع در نزد خدا قرار دادم ، حضرت شفاعت فرمودند و حال تو خوب شد . حالات معنوى مرحوم آيه الله سيّد جمال الدّين گلپايگانى ( ره ) داستان ديگر از مرحوم آيه الحقّ و اليقين آيه الله العظمى آقاى سيّد جمال الدّين گلپايگانى تغمَّده الله برحمته است . ايشان از مردان